صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما
 
 
     پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

     لینک دوستان

کتاب شرق(قاسم ملکزاده)



استاد جعفری(ساری تئل لی چاغلاریم)

وبلاک صادقی

بقرآباد ( بولقاوار) یایچی در گذرگاه تاریخ

علاءالدین رفیع زاده

دانلود یا خرید نوحه آذری(اولدوز فیلم)

شاعرهوشنگ جعفری

امام جمعه اردبیل

دکتر مرتضی مجدفر(گونش)

شهر هیر(کاوه رستمی)

ساناز کاردشیم-آرکاداشلار

اخبار اردبیل

هیر(پویا پاشایی پور)

وبلاگ بچه های زمین شناسی اردبیل

باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتور سازی

اولو الوس

دغدغه های خط خطی یک خبرنگار

انتشارات یایلیق

وبلاگ رسمی انجمن شعر و ادب خلخال(هیرو شعر)

پایگاه نیاراق پژوهی محمدعلی اجاقی

شمالغرب

نوجه ده نیوز

ائل شاعری عاصم اردبیلی

یاداشتهای من(عیسی ستاریان)

انجمن وبلاگ نویسان استان اردبیل

هور (حور)

بهشتی به نام اردبیل

پایگاه خبری علی دایی

شهیدجانباز رمضان روحی




     بایگانی

     اوقات شرعی

     ساعت

     جای تبلغات شما اینجا خالیست

  09126793442 

m.farajzad@gmail.com



     فروشگاه
تبلیغات

اسلاید شو

   بازی دوستانه پیشکسوتان پرسپولیس تهران وتیم

بمناسبت بزرگداشت شهدای بقرابادیایچی مصاف دوستانه تیم های پیشکسوتان پرسپولیس تهران و منتخب شهدای بقرآبادیایچی

به گزارش خبرنگار وبسایت بقراباد یایچی : بمناسبت بزرگداشت شهدای بقرابادیایچی مسابقه بین تیم های پیشکسوتان پرسپولیس وبه میزبانی منتخب شهدای بقرآباد یایچی ساعت 14 روزجمعه 6 اسفند 1395 در استادیوم زمین شماره دو راه آهن مجتمع شهید فکوری تهران انجام شد.وبا نتیجه چهار بر دوبسود تیم پیشکسوتان پرسپولیس پایان یافت .

یادآور میشود: اعضای تیم پیشکسوتان پرسپولیس تهران متشکل ازبهروزسلطانی،عباس کارگر، سید ضیاء عربشاهی،سعید نعیم آبادی؛پرویزجعفری مجتبی کرمانی رضا جباری،حسن خانمحمدی،اسماعیل حلالی،بهزاد دادش ازاده،سهراب انتظاری،محمدرضا مهدوی،مسعودزارع،بهنام طاهرزاده.

اعضای تیم شهدای بقرآباد یایچی متشکل ازربعلی شریفی،بختیارفرج زاده،مهردادمرادنژاد،مالک نظری،صادق بالایی،مسعودمرادنژاد،شاهین بالایی،محمدشریفی،شایان نظری،امیرحسین فرج زاده،رضامحمدزاده،مهدی اسدی،امیر حسین جانمحمدی

به مربیگری آقایان مجیدمحبی ،رضوان محمدی ،غلام محبی

اسپانسر: آقای ربعلی شریفی


عکسها رودرادامه ببینید

پنجشنبه، 12 اسفند ماه ، 1395 بازدید:0 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 0 بار بازديد شده

   همزمان با روز اردبیل کتاب شعر �نغمه‌های ع

همزمان با روز اردبیل کتاب شعر «نغمه‌های عارفانه» در اردبیل رونمایی می‌شود

 

رئیس سازمان بسیج هنرمندان استان گفت: همزمان با روز اردبیل از کتاب مجموعه شعر «نغمه‌های عارفانه» رونمایی می‌شود.

به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، عظیم دشتی در ۹۵/۰۴/۲۹ در جلسه انجمن‌های هنری و ادبی بسیج استان اردبیل اظهار کرد: یکی از عوامل پیشرفت و ترقی یک کشور فرهنگ آن کشور است و در واقع فرهنگ هر جامعه بستر مناسبی را برای شکل‌گیری سایر عرصه‌ها و نهادهای اجتماعی فراهم می‌کند.

وی تصریح کرد: فرهنگ ایرانی برخوردار از هویت اسلامی و انقلابی دارای جایگاه ممتاز در جهان اسلام، الهام‌بخش مومنان، فرهیختگان و پاک‌اندیشان جهان است بنابراین این فرهنگ باید در راس تمامی تصمیم‌گیری‌های کشور قرار گیرد و به عنوان یک اصل مهم و اولویت‌دار در تمامی برنامه‌ریزی‌های کشور مدنظر قرار گیرد.

وی در ادامه با گرامیداشت فرا رسیدن روز اردبیل افزود: سازمان بسیج هنرمندان استان برای گرامیداشت این روز برنامه‌های متعددی از قبیل محافل شعر، اجرای سرودهای حماسی و مذهبی، مسابقات فرهنگی، هنری و رونمایی از دو جلد کتاب شعر تدارک دیده (یکی از کتابها ؛ کتاب شعر «نغمه‌های عارفانه» می باشد از کتابهای چاپ شده جدید آقای ابوالفضل محبی یایچی تخلص فاضل می باشدکه با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل نسبت به اجرای آن اقدام می‌کند.

دشتی تصریح کرد: روز اردبیل مختص به یک قشر خاص و جناح و گروه نیست بلکه به همه آحاد و اقشار مردم تعلق دارد و همه باید برای گرامیداشت این روز پا به پیش بگذارند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود بیان کرد: هر چه مراسمات این رویداد ملی مردمی‌تر باشد، بهتر است چرا که مردم ولی نعمتان نظام هستند و این مردمان متدین اردبیل بودند که در تشکیل حکومت شیعی سهیم و همراه دولتمردان صفوی بودند.

رئیس سازمان بسیج هنرمندان استان اردبیل اضافه کرد: اگر نقش مردم را در احیای حکومت شیعی نادیده بگیریم ظلم مضاعفی بر مردم متدین اردبیل که وارث خوبی برای پیشینی

دوشنبه، 4 مرداد ماه ، 1395 بازدید:0 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 0 بار بازديد شده

   به مناسبت تولد حضرت علی (ع) روز مرد

به مناسبت تولد حضرت علی (ع) روز مرد


آنچه براى مردان خدا حائز اهمیت است، خشنودى ذات پاك اوست، و امیرمومنان امام على علیه السلام مردى كه براى رضاى خدا چنان در جبهه جنگ شمشیر مى ‏زند و پایمردى نشان مى ‏دهد كه هیچ پهلوانى را یاراى مقاومتش نیست، در نیمه ‏هاى شب چنان اشك مى ‏ریزد و بدرگاه خداوند زارى و سرانجام به حالت اغماء مى ‏افتد، گوئى كه ترسوتر از او یافت نمى ‏شود و به گفته شاعر عرب: «جمعت فى صفاتك الاضداد»؛ یعنى: صفات متضاد در شخص تو ـ امیرالمۆمنین على علیه السلام ـ جمع شده




رى او به هنگام خشم بر دشمنان خدا قاطع ولى در مقابل كودك یتیم آنقدر متواضع و مهربان بود كه در برابر طفل یتیم روى خاك مى ‏نشست، دست مرحمت بر سر او گذاشته و آه مى‏ كشید و مى‏ فرمود: بر هیچ چیزى مثل كودكان یتیم آه نكشیده ‏ام. چنانکه در وصیتنامه باشکوه خود فرمود

اللَّهَ اللَّهَ فِی الْأَیْتَامِ فَلَا تُغَیِّرُوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا تضیعوا [یَضِیعُوا] بِحَضْرَتِكُمْ فَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَقُولُ مَنْ عَالَ یَتِیماً حَتَّى یَسْتَغْنِیَ أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِذَلِكَ الْجَنَّةَ كَمَا أَوْجَبَ اللَّهُ لِآكِلِ مَالِ الْیَتِیمِ النَّار؛ (بحارالأنوار، ج ‏42، ص 199)

درباره یتیمان از خدا بترسید. مبادا كه گرسنه بمانند و در جمع و جامعه شما تباه شوند من از پیامبر خدا شنیدم كه مى فرمود: اگر كسى یتیمى را، تا آنجا كه بى نیاز شود، سرپرستى كند خداوند به پاداش این كار، بهشت را بر او واجب مى كند. چنانچه اگر كسى مال یتیم را بخورد، خداوند- سوختن در- آتش را بر او واجب مى فرماید.

و در جای دیگری فرمود:

«مـا مِنْ مُۆْمِنِ وَ لا مُۆْمِنَةٍ یَضَعُ یَدَهُ عَلى رَاءْسِ یَتیمٍ تَرَحُّماً لَهُ اِلاّ كَتَبَ اللّهُ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ مَرَّتْ یَدُهُ عَلَیْها حَسَنَةً؛ (بحارالانوار، ج 72، ص 4)

هـر مـرد و زن با ایمانى كه از دلسوزى و مهر دست نوازش بر سر یتیمى بكشد، خداوند رحمان به هر تار مویى كه از زیر دست او بگذرد برایش ثواب مى نویسد.

 
علی را حلال کنید
روزى در كوچه‏هاى كوفه به تنهائى راه مى ‏رفت، همانند همه مسلمین در كمال سادگى با نرمى و آرامش و همه‏ جا را زیر نظر داشت، چون مسئول بود و نقش رهبریت جامعه را ایفا مى ‏كرد، در راه زنى را ملاحظه فرمود كه مشك آب بر دوش و ازنفس افتاده، به آرامى نزدیك آمد و آن زن را خسته و رنجیده خاطر یافت، مشك آب را بدوش گرفت تا زن مقدارى استراحت كند، در راه جویاى احوال آن زن شد؟ زن عرضه داشت: شوهرم در یكى از جنگها در سپاه على بن ابى طالب شهید شد، حال من و چند كودك یتیم، بدون سرپرست مانده و آهى در بساط نداریم.

امام على علیه السلام برگشت و آن شب را تا سپیده صبح به ناراحتى گذراند. صبح زنبیل طعامى با خود برداشت و به طرف خانه زن روان شد. بین راه، كسانى از حضرت درخواست مى كردند زنبیل را بدهید ما حمل كنیم.

حضرت مى فرمود:

روز قیامت اعمال مرا چه كسى به دوش مى گیرد؟


به خانه آن زن رسید و در زد. زن پرسید: كیست ؟

حضرت جواب دادند:

كسى كه دیروز تو را كمك كرد و مشك آب را به خانه تو رساند، براى كودكانت طعامى آورده ، در را باز كن!

زن گفت: خداوند از تو راضى شود و بین من و على بن ابیطالب خودش حكم كند.

حضرت وارد شد، به زن فرمود: نان مى پزى یا از كودكانت نگهدارى مى كنى؟

زن گفت: من در پختن نان تواناترم، شما كودكان مرا نگهدار!

زن آرد را خمیر نمود. امام على علیه السلام گوشتى را كه همراه آورده بود كباب مى كرد و با خرما به دهان بچه ها مى گذاشت. با مهر و محبت پدرانه اى لقمه بر دهان كودكان مى گذاشت و هر بار مى فرمود:

از خدا بخواهید كه على را ببخشد.

خمیر كه حاضر شد امیرمۆمنان علیه السلام تنور را هیزم كرد و شعله ور ساخت و چهره مبارك خود را نزدیك مى ‏آورد و به خود خطاب مى ‏كرد: یا على آتش دنیا را مى بینی چه سوزان است! بدان كه آتش آخرت بسیار سوزان ‏تر است.

در این میان یكى از زنان همسایه که امام را می شناخت، وارد شد و به مادر كودكان نهیب زد: واى بر تو! می دانى این آقا كیست؟! این پیشواى مسلمین و زمامدار كشور، على بن ابى طالب علیه السلام است.

زن كه از گفتار خود شرمنده بود با شتاب زدگى گفت: یا امیرالمۆمنین! از شما خجالت مى كشم، مرا ببخش!

اما حضرت با تواضع و فروتنى زیادى فرمودند: شما ببخشید كه تا كنون مشكلات شما را حل نكرده بودم، از درگاه خدا بخواهید كه على را مورد عفو و بخشش خود قرار بدهد. (بحارالانوار، ج 41، ص 52)

 
فرزندانم بیایند
عصر خلافت امام على علیه السلام بود. مردى ایرانى از همدان و حلوان (شهرى نزدیك بغداد) مقدارى عسل و انجیر براى امیرالمۆمنین علیه السلام در كوفه آورد.

امام هماندم دستور داد كودكان یتیم را حاضر نمایند. كودكان یتیم را حاضر نمودند، آن حضرت سر مشكهاى عسل را در اختیار آنها قرار داد تا از آن عسل ها بخورند، سپس آن عسل را در میان ظرفها ریخت و بین مردم تقسیم نمود. به حضرت اعتراض كردند كه چرا اجازه مى دهید یتیمان خود از سرظرف ها بخورند؟ حضرت فرمود:

« ان الامام ابوالیتامى و انما العقتهم هذا برعایة الاباء ؛ امام پدر یتیمان است و باید به عنوان پدر به فرزندان خود اجازه چنین كارى را بدهد تا آنان احساس یتیمى نكنند. (بحارالانوار، ج 41، ص 123)

هم سیر و هم خندان
قنبر مى گوید: روزى امـام عـلى عـلیه السّلام از حال زار یتیمانى آگاه شد، به خانه برگشت و برنج و خـرمـا و روغـن فـراهـم كـرده در حـالى كـه آن را خـود بـه دوش كـشـیـد، مـرا اجـازه حمل نداد، وقتى بخانه یتیمان رفتیم غذاهاى خوش طعمى درست كرد و به آنان خورانید تا سیر شدند.

سـپـس بـر روى زانـوهـا و دو دسـت راه مـى رفـت و بـچـّه ها را با تقلید از صداى بَع بَع گوسفند مى خنداند،

بچّه ها نیز چنان مى كردند و فراوان خندیدند.

سپس از منزل خارج شدیم. گفتم : مولاى من، امروز دو چیز براى من مشكل بود.

اوّل: آنكه غذاى آنها را خود بر دوش مبارك حمل كردید.

دوم: آنكه با صداى تقلید از گوسفند بچّه ها را مى خنداندید.

امام على علیه السّلام فرمود:
اوّلى براى رسیدن به پاداش،  دوّمـى بـراى آن بـود كـه وقـتـى وارد خـانه یتیمان شدم آنها گریه مى كردند، خواستم وقتى خارج مى شوم، آنها هم سیر باشند و هم خندان. (شجره طوبى ص 407 ؛ دُرَرُ المطالب)
 
مایه غبطه یاران
آری این رفتار ولیّ خدا و امیر مسلمین است با یتیمان جامعه اش. او پدری مهربان بود که چنان محبتی بر آنان روا می داشت که دیگران بر آن غبطه می خوردند. چنانکه ابوالطفیل مى گوید: روزى دیدم على علیه السلام یتیمان را به حضور خود خواست، سپس چنان به یتیمان تفقد و مهربانى مى كرد و به آنها عسل مى خوراند كه بعضى از اصحابش تمنا مى كردند كه اى كاش ما نیز یتیم مى بودیم ] تا مورد توجه و لطف حضرت واقع مى شدیم[.(بحارالانوار، ج 41، ص 29)

:.



منابع:
آخرین دیدار، نادر فضلی.
داستانهایى از امام على علیه السلام، حمید خرمى.
الگوهاى رفتارى امام على علیه السلام، جلد اول، محمّد دشتى.
1001 داستان از زندگانى امام على علیه السلام، محمدرضا رمزى اوحدى.
امام علی علیه السلام خورشیدی در افق بشریت، سید محمد حسینی شیرازی.
هزار حدیث از امیرالمۆمنین علیه السلام در هزار موضوع، پژوهشکده تحقیقات اسلامی.

 


چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1395 بازدید:46 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 46 بار بازديد شده

   آداب و رسوم مردم آذربایجان در عید نوروز

آداب و رسوم مردم آذربایجان در عید نوروز


مردم آذربایجان مردمی اصیل هستند، آنها در دوستی ثابت قدم در برابر مشکلات شجاع و مقاوم و به غیرت شهره‌اند. از جمله خصلت‌های این مردم مهمان‌نوازی، سلحشوری، آزادمنشی، راستگویی، مرزداری و پایبندی به اعتقادات مذهبی است. یکتاپرستی و ایمان به پروردگار در اعماق دل و روح مردم این سامان ریشه دارد و احساسات وطن‌دوستی آنان در تمام ادوار تاریخ ضرب‌المثل بوده است. قیام‌های مکرر اهالی تبریز در هنگام جنگ‌های عثمانی و دولت استبدادی روسیه تزاری سرشار از فداکاری‌ها و جانبازی‌های شگفت‌انگیزی است که در تاریخ جاودان خواهد ماند.سنت‌ها و رسم‌هایی که سینه به سینه از دوردست‌های تاریخ به امروز رسیده‌اند و شاید بسیاری از آنها در تاریکی گذر زمان به فراموشی سپرده شده‌اند.نوروز بزرگ‌ترین عید مردم آذربایجان محسوب می‌شود و در تمام مناطق این خطه از ایران‌ زمین برگزار می‌شود. ‌آذربایجانی‌ها از این عید با عنوان‌هایی چون «نوروز بایرامی» و «ایل بایرامی» یاد می‌کنند و گاه لفظ بایرام به معنای عید عموما به این عید بزرگ اختصاص داده می‌شود.واژگانی چون ‌بایرام آخشامی (عصر عید)، بایرام آیی (ماه عید)، بایرام گونی (روز عید)، بایرام بازاری (بازار عید)، بایرام سفره‌سی (سفره‌ی عید)،‌ بایرام پالتاری (لباس عید)، بایرام یومورتاسی (تخم‌مرغ عید)، بایرام ایش‌لری (کارهای عید)، بایرامائق (عیدی) و ... همه و همه در ارتباط با عید نوروز استعمال می‌شوند. در گذشته مردم این منطقه از واژه بایرام برای نامگذاری فرزندان خود نیز بهره می‌بردند. ممکن بود کودکی در روز عید نوروز متولد شود و نام‌هایی چون بایرام، بایرامعلی، بایرام خاتون، نوروز، نوروز علی و ... را به خود گیرد. تبریک‌هایی چون ‌بایرامئز مبارک اولسون (عیدتان مبارک‌باد)، یوز بئله بایراملار گوره سیز (صد سال به از این سال‌ها)، گلن گون لریز خیره قالئن (روزهای آینده‌تان به خیر و نیکی ختم شود)، نئچه بئله ایل لره یئتیشه سیز (سال‌هایی به همین خوبی در پیش رو داشته باشید) و ... از رایج‌ترین شادباش‌های مردم آذربایجان به مناسبت عید نوروز است. نوروز مقدمه‌هایی را هم دارد، زنان کدبانوی آذری از چند روز مانده به عید دست به کار می‌شوند و کار خانه‌تکانی را آغاز می‌کنند.شستن فرش‌ها، گردگیری، رنگ کردن خانه و تزیین اتاق مهمان (قوناق اتاقی) از جمله این کارهاست پخت انواع کلوچه‌های سنتی مانند دستانا، نزیک،‌ تهیه تخم‌مرغ رنگ‌شده، تهیه سبزه، سمنو و آماده کردن سفره عید از دیگر امور مقدماتی عید نوروز هستند. ایام عید آجیل مخصوص خود را دارد و تبریز و ‌آذربایجان در مرغوبیت و تنوع آجیل زبانزد خاص و عام هستند

.

*چهارشنبه سوری

چهار آتش افروزی در چهار چهارشنبه به عدد رمزی چهار اشاره دارد. فیثاغورث عدد چهار را اصل و ریشه طبیعت جاودان می‌داند. چهار طبع انسانی، چهار عنصر حیات، نشان از وجهی مهم و مثبت دارند که اگر چه به تدریج شکل گرفته، اما امر واحدی است. بنابراین عدد چهار در این آیین، حکایت از چهار وجه طبیعت دارد که به تدریج عنصری واحد یعنی طبیعت، سال، مکان یا هر پدیده چهار وجهی را می‌سازند.

به این ترتیب که نخستین چهارشنبه منسوب به باد است و در آن نیز باد می‌آید. دومی خاک، سومی آتش و سرانجام آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می‌شود و زمین نفس می‌کشد.

صبح آخرین چهارشنبه سال، مردم بر سر آب رفته و از روی آن می‌پرند و می‌خوانند: آتیل ماتیل چرشنبه (عاطل و باطل شود چهارشنبه) بختیم آجیل چرشنبه (بختم باز شود چهارشنبه) اگر آب را نماد باروری بدانیم، آخرین چهارشنبه اسفند با باروری طبیعت همراه است. در روستاها معتقدند که چهارشنبه آخر سال، چرشنبه خاتون است.

به همین دلیل زنان بالای اجاق خوراک‌پزی با آرد شکل زنی زیبا را می‌کشند و زیر آن یک آینه و شانه می‌گذارند تا وقتی چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند. چهارشنبه خاتون تأکیدی بر بارور شدن زمین در آخرین روزهای اسفند است. در میان مردم آذربایجان شرقی هر یک از چهارشنبه‌ها نامی دارند. مفصل‌ترین مراسم متعلق به آخرین چهارشنبه سال است که در آن شب حتماً برنج سفید پخته و به همراه آجیل و شیرینی بر سفره می‌گذارند. پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه (که عمدتاً برای تعویض هوا و خارج شدن دود تنور تعبیه شده) شال خود را پایین می‌اندازند.

صاحبخانه نیز به فراخور حال خود، مقداری آجیل، شیرینی یا تخم‌مرغ در گوشه شال می‌بندد تا پسر آن را بالا بکشد. چنانچه پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی‌کشد. چنانچه خانواده دختر راضی باشد، نشانه‌ای از دختر را به شال می‌بندند. رسم شال‌اندازی در بیشتر نقاط آذربایجان رایج بوده و هنوز هم در بعضی از روستاها انجام می‌شود.

صبح آخرین چهارشنبه، زنان بر سر رود یا چشمه رفته کوزه‌ها را پر از آب می‌کنند. آنها خود زودتر از همه از روی آب می‌پرند، گاه دام‌ها را برای گذشتن از آب به سرچشمه یا رود می‌برند. از آبی که از آنجا آورده شده برای خمیر کردن، روشن کردن سماور و یا پختن غذا استفاده می‌شود. از جمله مراسم دیگری که در این روز معمول است فرستادن خوانچه‌ای از میوه و شیرینی برای عروس و خانواده اوست. در شب چله نیز خوانچه‌ای نظیر همین فرستاده می‌شود. خوردن هفت دانه روغنی، شیرینی یا غله نیز از مراسم رایج مربوط به چهارشنبه‌سوری در آذربایجان شرقی است. درست کردن هفت نوع خوراکی شیرین (هفت لون)در این روز معمول است. در بعضی نقاط، شیرینی گلابیه، گردو، بادام، پسته، میوه، سیب، پرتقال، نخود و کشمش ترکیب هفت لون را تشکیل می‌دهد.

دو رسم جالب در آخرین چهارشنبه سال در آذربایجان شرقی دیده شده که حاوی نکات رمزی و نمادین بسیار است. در روستای قوریجان، زنان داخل پوست گردو، شمع روشنی می‌گذارند و آن را روی آب به صورت شناور رها قرار می‌دهند، در همان حال پسرانی که نیت کرده‌اند صبح زود در آب شنا می‌کنند.

دومین رسم به عشایر کلیبر برمی‌گردد، آنها در چهارشنبه‌سوری، صبح زود در دو نقطه مقابل یکدیگر با فاصله‌ای نه چندان زیاد از هم آتش بزرگی برمی‌افروزند و دامهایشان را از میان دو آتش عبور می‌دهند، پس از آن از آبی که از نهر آورده‌اند به حیوان‌ها می دهند

 را برای خواند همه مطلب ادامه زیر کلیک کنید.

چهارشنبه، 4 فروردين ماه ، 1395 بازدید:92 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 92 بار بازديد شده

   چیلله قارپیزی



چیلله قارپیزی:

ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻧﯽ ‏« ﯾﺎﯼ

‏» ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ . ﻣﻌﻨﺎﯼ ﯾﺎﯼ ﮐﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﮐﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﯿﻠﻠﻪ ‏( ﺯﻩ ‏) ﺍﺳﺖ .

ﯾﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﺩﺍﺭﺩ . ﯾﺎﯾﯿﻦ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﺳﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺳﻂ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ

ﭼﯿﻠﻠﻪ ﮔﺌﺠﻪ ﺳﯽ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﺑﺮﺝ ﻗﻮﺱ ‏( ﭘﺎﯾﯿﺰ ‏) ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .

ﭼﯿﻠﻠﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﮐﺸﺶ ﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﻭﺝ . ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭼﻬﻞ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ

ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻭﻗﺘﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﯾﺎﯾﯿﻦ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﺳﯽ ‏( ﺗﺪﺍﻋﯽ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﮐﺸﯿﺪﮔﯽ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻤﺎﻥ ﺑﻪ

ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺗﯿﺮ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ ‏) ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻭ ﺍﻭﺝ ﮐﺸﯿﺪﮔﯽ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪ ﭼﻬﻞ

ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ .

ﻗﯿﺸﯿﻦ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﺳﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﮐﺸﯿﺪﮔﯽ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺳﺮﻣﺎ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺍﺳﺖ ، ﯾﮑﯽ

ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ‏( ﺑﺆﯾﻮﮎ ﭼﯿﻠﻠﻪ ‏) ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﯿﺴﺖ ﺭﻭﺯ ‏( ﮐﯿﭽﯿﮏ ﭼﯿﻠﻠﻪ ‏) . ﯾﻌﻨﯽ

ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﻣﯿﺮﺳﺪ .

ﭼﯿﻠﻠﻪ ﮔﺌﺠﻪ ﺳﯽ ‏( ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺸﯿﺪﮔﯽ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﺷﺐ ‏) .

ﺩﺭ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻧﯽ ﺣﺮﻑ ‏« ﻝ ‏» ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﺰ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﯾﮏ

ﺻﺪﺍ ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺳﺘﻤﺮﺍﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺣﺮﮐﺖ ﻭ ﻋﻤﻠﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . ﭘﺲ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ

ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻋﻤﻞ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ . ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﯿﻠﻠﻪ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻋﻤﻞ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .

ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﮔﺌﺠﻪ ﺳﯽ ‏« ﻗﺎﺭﭘﯿﺰ ﯾﺌﻤﮏ ‏» ﯾﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ .

ﻗﺎﺭ + ﭘﯿﺰ ﺩﺭ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻧﺤﻮﺳﺖ ﺑﺮﻑ ﯾﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺑﺮﻑ ﺍﺳﺖ .

ﺩﺭ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﮔﺌﺠﻪ ﺳﯽ ﺍﻧﺎﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻫﻢ ﺳﺮﺥ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﻮﺭﮐﯽ

ﺑﯿﻦ ﻗﺎﺭ ‏( ﺑﺮﻑ ‏) ﺑﺎ ﻧﺎﺭ ‏( ﺍﻧﺎﺭ ‏) ﻣﺸﺎﺑﻬﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﯾﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ‏« ﻗﺎﺭﭘﯿﺰ ‏» ﻗﺎﺑﻞ

ﺍﺳﺘﻨﺎﺩﺗﺮﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺻﯿﻔﯽ ﺍﺳﺖ .

ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺩﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ‏( ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺭﻩ ﺁﻭﺭﺩﯼ ﺍﺯ ﻫﻨﺪ ﺍﺳﺖ

ﻣﺒﺎﺷﺪ ، ﺿﻤﻨﺎ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﻨﺠﺎﺑﯽ ‏« ﺩﻭﺍﻧﻪ ‏» ﺍﺳﺖ ، ﭘﺲ ﺩﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ

ﺩﻭﺍﻧﻪ ﻫﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ . ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ watermelon

‏( ﺻﯿﻔﯽ ﺁﺑﮑﯽ ‏) ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ . ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ

ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﯽ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . ﮐﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺻﯿﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﻮﺭﺩ

ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﻢ .

ﺩﻟﯿﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺎﻡ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﺁﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺁﻭﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﻨﺪﯼ

ﻣﻘﻮﻟﻪ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﻫﺎﺳﺖ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺻﯿﻔﯽ ﺟﺎﺕ ﻧﯿﺰ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﻨﺪﯼ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ : ﻗﺎﻭﯾﻦ

، ﻗﺎﺑﺎﻕ ، ﻗﺎﺭﭘﯿﺰ ‏( ﺧﺮﺑﺰﻩ ، ﮐﺪﻭ ﺗﻨﺒﻞ ، ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ‏) ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﻓﺮﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺧﯿﯿﺎﺭ ،

ﺧﯿﺮﭼﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﺎ ﺣﺮﻭﻑ ‏« ﺥ ‏» ﻭ ‏« ﯼ ‏» ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﺍﮊﻩ ﻗﺎﺭﭘﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺯﯾﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ

ﻗﺎﺭﭘﯿﺰ : ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ - ﻗﺎﺭ + ﭘﯿﺰ ‏(ﻗﺎﺭ : ﺑﺮﻑ ‏)

ﯾﺎﺭﭘﯿﺰ : ﭘﻮﻧﻪ - ﯾﺎﺭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺩﻭ ﻣﻌﻨﯽ ﺍﺳﺖ :

۱ - ﯾﺎﺭ

۲- ﺑﻦ ﻓﻌﻞ ﯾﺎﺭﻣﺎﻕ ﮐﻪ ﯾﺎﺭﺍﺗﻤﺎﻕ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ .

ﭘﯿﺮﭘﯿﺰ : ﻧﻮﻋﯽ ﺑﻮﺗﻪ ﻭﺯﻭﺯﯼ ﻭ ﻭﺣﺸﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﻭ ﻭﺯﻭﺯﯼ ﺍﺳﺖ .

‏( ﭘﯿﺮ : ﺍﺯ ﭘﯿﺮﺗﻼﺷﻤﺎﻕ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﻇﺎﻫﺮﯼ ‏)

ﺗﺮﺑﯿﺰ : ﺧﺮﺑﺰﻩ ﺩﺭ ﺗﻮﺭﮐﯽ ﺍﺅﺯﺑﮑﯽ ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﺸﺎ ﻧﺎﻡ ﺗﺒﺮﯾﺰ ،

ﺧﺼﻮﺻﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﻣﺤﻞ ﺑﺎﻍ ﻭ ﺑﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻦ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﭘﺴﻮﻧﺪ ‏« ﭘﯿﺰ ‏» ﯾﺎ ‏« ﺑﯿﺰ ‏» ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻫﺎﺭﻣﻮﻧﯽ ﺁﻭﺍﯾﯽ

ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﺸﺎ ﮔﯿﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ .

ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ‏« ﻗﺎﺭﭘﯿﺰ ‏» ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﺯ ‏« ﯾﺎﯾﯿﻦ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﺳﯽ ‏» ﺗﺎ ﭼﯿﻠﻠﻪ ﮔﺌﺠﻪ ﺳﯽ ﺩﺭ

ﺩﺭﻭﻥ

‏« ﺳﺎﻣﺎﻥ : ﮐﺎﻩ ‏» ﮐﻪ ‏« ﺳﺎﺭﯼ : ﺯﺭﺩ ‏» ﺍﺳﺖ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺗﻔﮑﺮ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﺍﯼ ﻣﺎﺭﺍ

ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﺪ .

ﺍﺳﻢ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﮔﻮﯾﺎﯼ ﮐﺎﺭﺯﺭﺩ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﺳﺮﻣﺎ ﺑﺮﺳﺪ

. ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺩﺭ ﮐﺎﻩ ﺯﺭﺩ ‏« ﺳﺎﻣﺎﻥ ‏» ﻫﻨﺪﻭﺍﻧﻪ ﻗﺮﻣﺰ ‏« ﻗﯿﺮﻣﯿﺰﯼ ﻗﺎﺭﭘﯿﺰ ‏»

ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﺩﺭﭼﯿﻠﻠﻪ ﮔﺌﺠﻪ ﺳﯽ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ . ‏( ﺿﻤﻨﺎ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺩﻭ ﺻﺪﺍﯼ

‏«ﺱ ‏» ‏« ﺳﺎﺭﯼ، ﺳﺎﻣﺎﻥ ، ﺳﺎﺧﻼﻣﺎﻕ ‏» ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺯﺭﺩ

ﺭﻧﮓ ، ﻧﺤﺲ ﻭ ﺷﻮﻡ ﻭ ﻣﯿﺮﻧﺪﻩ ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺮﺥ ﻭ ﺷﺎﺩﺍﺏ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺁﻭﺭﺩ . ‏)

ﺳﺎﺭﯼ ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﺍ ﻗﯿﺮﻣﯿﺰ ﻗﺎﺭﭘﯿﺰﯼ ﺳﺎﺧﻼﻣﺎﻕ


دوشنبه، 30 آذر ماه ، 1394 بازدید:249 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 249 بار بازديد شده

 
     آمار کاربران

     نظرسنجی





نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 0
نظرات : 0

     مطالب گذشته
پنجشنبه، 12 آذر ماه
· اطلاعیه
پنجشنبه، 7 آبان ماه
· عکسها سخن می گوید(محرم94)
· مادر معظم شهید والامقام محمد مهر آور به فرزن
پنجشنبه، 16 مهر ماه
· غم مرگ پدر کوچک غمی نیست.
پنجشنبه، 26 شهريور ماه
· زندگینامه: رمضان روحی (1345 - 1391)
دوشنبه، 16 شهريور ماه
· هابیل علی‌اف کمانچه نواز نامی آذربایجان د
شنبه، 14 شهريور ماه
· زندگینامه شهید محمد مهرآور از زبان مادر
· دیدار همزمان دانشپذیران طرح ولایت با 8 خانوا
پنجشنبه، 12 شهريور ماه
· نسترن کوهی – گیلدیک
چهارشنبه، 4 شهريور ماه
· بمناسبت تولد امام رضا علیه السلام
شنبه، 16 خرداد ماه
· مراسم نیمه شعبان در بولقاوار-یایجی1394
پنجشنبه، 24 ارديبهشت ماه
· یک روز دیگر تا افتخاری بزرگ برای خطه آذربایج
· اولیویرا: فردا باید کار قهرمانی را تمام کنیم
يكشنبه، 13 ارديبهشت ماه
· به مناسبت وفات حضرت زينب کبري سلام الله عليه
پنجشنبه، 10 ارديبهشت ماه
· سالروز ميلاد امام علی(ع) و روز پدر
پنجشنبه، 27 فروردين ماه
· سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) روز مادر-هم
چهارشنبه، 5 فروردين ماه
· شعرهای زیبا به زبان ترکی در مورد عید نوروز و
يكشنبه، 17 اسفند ماه
· درگذشت عالم جلیل القدر ابوالشهید حجه الاسلا
جمعه، 19 دي ماه
·
دوشنبه، 15 دي ماه
· بی‌مسئولیتی ارمنستان در آلودگی ارس

مطالب قدیمی تر

صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما
Theme Design by : www.farstemp.com [Masih jaberi]



   

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir